عمادالدین محمود گاوان گیلانی

 

Manir al-Insh

 

عمادالدین محمود گاوان گیلانی، ادیب، سیاستمدار، سپهسالار، و از وزرا و وکلای دربار سلسله بهمنیان هندوستان در قرن نهم بوده‌است. محل تولد وی را یکی از روستاهای گیلان به نام گاوان یا (قاوان) دانسته‌اند. آن طور که نوشته‌اند پدران وی از حاکمان گیلان بوده‌اند و او هم پس از آموختن علوم معقول و منقول، به توصیهٔ مادرش، به قصد تجارت و دیدار علما عازم سفرهایی به خراسان و عراق می‌شود و در نهایت به هند می‌رود و جذب دربار سلاطین بهمنی می‌گردد

 

پیشرفت گاوان در دربار بهمنیان و قتل ظالمانه او

عمادالدین محمود پس از ورود به دربار بهمنیان به سرعت پله‌های ترقی را پیمود و تا رسیدن به مقام‌های وزارت و وکالت امور دربار شاهی پیش رفت. وی بارها از سوی سلاطین بهمنی صاحب القاب و عناوین مختلفی هم چون هزار امیر الامرا و «سپهسالار» و «خواجه جهان» گردید. محمود گاوان، با استفاده از نفوذ خویش دست به مجموعه اصلاحاتی زد که نقش به سزایی در تثبیت حکومت بهمنیان داشت. این اصلاحات بیشتر در زمینه‌های اداری و مالی بود، به گونه‌ای که نظام اداری بهمنیان را متحول ساخت که در انتها، همین امر سبب شکل گیری توطئه‌هایی از سوی دشمنان بر ضد او گردید. سرانجام به سبب سخت گیری هایی که بر امرا به علت استیفای حقوق دولت می‌کرد، امرا را ناراضی کرد و و طی تهمتی که برای براندازی نظام حکومت بهمنیان به وی زده شد، با تمام خدماتی که برای حکومت آن‌ها کرده بود، سلطان محمدشاه بهمنی در سال 886 قمری، فرمان قتل وی را صادر کرد

تالیف‌ها

خواجه عمادالدین با این که همواره به امور درباری و لشکری سرگرم بوده‌است، با این حال از نوشتن نیز غافل نبوده و چندین کتاب پیرامون انشا و نگارش دارد که تا سال‌ها مرجع نویسندگان زمان خویش بوده‌است.وی انواع علوم معقول و منقول به ویژه ریاضی و طب را خوب می دانست و در فن نظم و نثر وانشاء و حساب ]،«بی نظیر روزگار خویش بود» و خط سیاق را خوب می نوشت،دیوان اشعار او در دکن نامی است و تا عهد تالیف تاریخ فرشته رایج بود و چند چکامه وابیاتی از آن ها را در کتاب نامبردارش ریاض الانشاء آورده است.

او دیوان شعری هم داشته است که اکنون موجود نمی‌باشد.

گرایش‌های عرفانی

خواجه عمادالدین با این که مردی ثروتمند بود اما همواره به یاری نیازمندان می‌پرداخته و مردی صوفی مشرب بوده‌است. او از دوستان و همفکران عبدالرحمن جامی بوده و این مطلب از روی نامه‌هایی که برای یکدیگر می‌نوشته‌اند و در «ریاض الانشا» به ثبت رسیده‌است، پیداست.

قسمتی از متن کتاب

چنین گوید فقیر جانی محمود بن شیخ محمد گیلانی که بر خاطر پاک و ضمیر دراک صدرنشینان محافل ادراک ظاهر و هویداست که علم انشاء رسائل و خطب از جلایل اقسام اثنی عشر علم ادبست و معرفتش فص خاتم فضایل و بنبوع زلال مقال کامل زیرا که عنان ظهور فضیلت آدم و زمام نظام تمام عالم بدست شهسوار کلام و کف کاف ترجمان اقلام است چه یقین است که تکوین اشیا بلفظ کن است و انتهاء تمام مظاهر بسخن

پس بگفتیم و شنیدیم سخن بود آخر

پیر نوخاسته کو حل معما می کرد

سخن است اول اشیا و سخن آخر کار

در میان هر که خبر داشت تماشا می کرد

و محقق است که بر مقتضای المرء مخبوء تحت لسانه صورت تنزل و تفاضل افراد انسان در آیینه جلیه بیان مشهود است و سایه سخن بلند پایه مانند فلک مینا فام تا طلوع مهر روز قیام ممدود

سخن ماند اندر جهان یادگار  ……… سخن را نسازد کهن روزگار

منابع

  • «گاوان، عمادالدین محمود». تارنمای راسخون.
  • «عمادالدین گاوان».
  • به تصحیح معصومه معدن‌کن. «مناظرالانشاء». انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی چاپ اول، 1381.
  • «عمادالدین محمود گیلانی». تارنمای آفتاب، شهریور 1385.

 

تاریخ ادبیات در ایران نوشته ذبیح‌الله صفا

  • 1,489 views

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.