نقش جهان در طول قرن گذشته به روایت تصویر

 

وقتی از اصفهان صحبت می شود همه به یاد آثار و ابنیه معروفی مانند چهلستون و مسجد شاه و میدان نقش جهان و سی و سه پل و… می‌افتند بدون اینکه به مخیلۀ خود لحظه‌ای فشار بیاوریم که اصفهان بیش از اینهاست. تاریخ اصفهان را محدود کردن، به دوره صفویه طبعاً ظلمی است که همه در حق این شهر کرده اند. در صورتی که این شهر از دورۀ پیش از اسلام در زمرۀ شهرهای آباد و پر رونق ایران بوده است. همین نام قدیمی سپاهان موید آن است که حداقل این جلگه مقری بوده برای استراحت و آمادگی لشکریان ایران در همه ادوار مختلف تاریخی پیش و بعد از اسلام. وجود رودخانه تقریباُ دائمی و پر آبی چون زاینده رود در قلب این شهر آن هم در منطقه ای بیابانی و خشک نعمتی است که هیچ کس آن را برای زیستن از دست نمی دهد.

هر چند اثر کمی از ادوار مختلف تاریخی قبل از اسلام در این شهر موجود است ــ مثلاٌ آتشگاه در حومه شهر ــ ولی از آثار دوره اسلامی به تعداد زیاد، قابل دیدن و بازدید است. پیش از دوره صفویه بیشتر این آثار مربوط به دوره سلجوقی و آل بویه و تیموری است. اوج این فرهنگ ترکیبی را می توان در مسجد جامع اصفهان دید که یکی از کهنسال‌ترین آثار تاریخی این شهر است. این مسجد در خود آثار التقاطی آل بویه، سلجوقی، مغولی و صفویه را چنان گرد آورده که برای یک علاقه مند به آثار معماری به مثابۀ موزه‌ای چند صد ساله است که می توان در آن به تحقیق و تفحص از سویی و به لذت بردن از سوی دیگر پرداخت.

باید اذعان کرد با توجه به وفور آثار عتیقه در این شهر و البته کثرت و تفوق آثار دوره صفویه، این شهر کاملاً شناسنامۀ صفوی دارد که آثار سایر سلسله ها چندان به چشم نمی آید. نگین این عظمت و بزرگی در مرکز شهر در جایی نشسته است که به میدان شاه یا نقش جهان معروف شد. مسافران ایرانی که از سالهای دور و نزدیک به این شهر سفر کرده اند چنان در جلوۀ این زیباییها رفته اند که خود نیز به این باور رسیده اند که اصفهان نصف جهان است.

با قدرت یافتن سلسلۀ صفوی و ایجاد آرامش خصوصاٌ در دولت شاه عباس بزرگ پای بسیاری از تجار و سیاسیون خارجی را به ایران باز کرد. تجار فرنگی در فکر سودآوری و تجارت با ایران بودند و پایه کارشان جادۀ ابریشم بود و سیاسیون آن دیار در پی جلب توجه قدرت صفویه برای تضعیف شاهان عثمانی و منصرف کردن آنان از حمله به اروپا با استفاده از دشمنی مذهبی این دو کشور بودند. با هر نیتی که این دو گروه داشتند، این امر موجب نوشته شدن یادداشتها و سفرنامه هایی شد که اطلاعات ما را نسبت به ایران عصر صفوی وسیع تر کرد.

شاه عباس بدون کمترین شک و شبهه ای معظم ترین شاه این سلسله است. هر چند در دوره او جنگهای بسیاری شد که بر اقتصاد ایران فشار زیادی می آورد ولی از سوی دیگر بزرگی و عظمتی را هم به همراه آورد که دیگر ایران تا امروز از هر لحاظ دیگر آن را تجربه نکرد.

اسباب این عظمت و بزرگی هم در این شخص فراهم بود. به دست آوردن بسیاری از سرزمینهایی که از دوره باستان به ایران تعلق داشت و به علل گوناگون در طی صدها سال از دست رفته بود؛ تشکیل دولتی ایرانی و با تکیه بر عناصر مختلف و نژادهای گوناگون از سرزمین وسیع ایران و از همه مهمتر ایجاد امنیت در جاده‌های مواصلاتی کشور با تاسیس قراولخانه‌های مختلف و ایجاد کاروانسراهای شاه عباسی برای باراندازی و استراحت تجار و مسافران. به همین دلیل بود که جاده ابریشم معروف پس از قرنها بین چین و ایران تا اروپا شاهراهی ایجاد کرد پر سود که همه دنیا از آن بهره مند می شد.

ولی غیر از این لوازم ضروری، چیز دیگری هم لازم بود که شاه عباس می دانست. ایجاد فضایی که هر که در آن فضا قرار گیرد مرعوب عظمت و بزرگی آن گردد. این عظمت می بایستی در پایتختی جدید شکل گیرد. شاه عباس برای این کار اصفهان را که در مرکز امپراطوری قرار داشت انتخاب کرد. معماران نام آور آن زمان دست به کار شدند. انواع ابنیه از ساختمان و مسجد و کاخ و جاده برای شهر قدیمی اصفهان طراحی شد. مرکزیت این شهر میدانی وسیع بود که به میدان شاه یا نقش جهان معروف شد. این میدان می بایستی نماد ایدئولوژی صفویه  را نمایش می داد. و این کار را هم کرد. نمایش این میدان عظیم چنان بود که هر خارجی ایران ندیده ای با دیدن این میدان شیفته آن می شد.

اصفهان چهار قرن پیش را در نظر خود مجسم کنید، در طرفین عمارت عالی قاپو در هر طرف به فاصله 110 قدم از مدخل عمارت 110 توپ قرار دهید (عدد 110به حساب حروف ابجد شماره حروف نام علی علیه السلام جانشین پیغمبر اسلام است که سلاطین صفویه نسبت به آن حضرت ارادت خاصی داشته اند) عمارت عالی قاپو را با تمام تزیینات خیره کننده دوره صفوی آن و درها و پنجره‌‌های زیبا و فرشها و پرده‌های گرانبها و هزاران شییء قیمتی دیگر در نظر بگیرید ــ شاه عباس کبیر را به خاطر بیاورید که با چشمهای تیزبین خود سفراء و شخصیتهای بزرگ داخلی و خارجی را در اطراف خود گرفته و از تالار عمارت منظره بازی چوگان و هنرنماییهای قزلباشها را تماشا می کند ــ آنگاه لحظه ای به عظمت سابق آن نیز اندیشده اید.

معماران سه نماد برای این میدان انتخاب کردند. نماد مذهب، نماد دولت و نماد اقتصاد. نماد مذهب در دو ضلع جنوبی و شرقی در مسجد شاه و مسجد شیخ لطف الله، نماد دولت در عمارت عالی قاپو در ضلع غربی به نمایش آمد و نماد اقتصاد در سردر بازار قیصریه در ضلع شمالی، خلاصه می شد.

جالب این است که نماد مذهب با داشتن دو ساختمان بر دو دیگری برتری  داشت و قدرتش بر دیگران می چربید. محوطه میدان هم خاکی بود، که با دو دروازه چوگان کار گذاشته شده در دو سوی میدان، در مراسم مختلف و اعیاد در پیشگاه شاه وقت، مسابقاتی نمایش داده می شد.

البته میدان با داشتن غرفه های متعدد در دور میدان و حجره هایی در بالای آن کاربرد تجاری هم به این میدان می داد. ولی کاربرد ورزشی و نظامی محوطۀ این میدان اساس آن بود. با دستور مستقیم شاه عباس، افرادی با بودجه ای مشخص به میدان رسیدگی می کردند و با نظافت و پاکیزگی این میدان و لایروبی جویهای آن در حفظ آبادی آن می کوشیدند. امری که در کشور ما به علتهای مختلف در حفظ و نگهداری ابنیه دولتی معمولاً کمتر دیده می شود. این امر ــ عدم نگهداری درست ــ برای این میدان بعد از مرگ شاه عباس اتفاق افتاد، چنانکه در خاطرات تاورنیه می خوانیم: «درچند قدم از ایوان نهری از سنگ جدول بنا کرده اند که دور میدان امتداد می یابد، اما در نگهداری و حفظ آن مسامحه و غفلت نموده‌اند.

شاه عباس در کنار آن نهر به فاصله های معین درخت کاشته بود، اما هر روز رو به تمامی می‌روند و کسی مراقبتی ندارد. یک درخت که خشک می شود، به جایش درخت دیگری نمی نشانند. سنگهای اطراف نهر اغلب ریخته و از میان رفته است. خود نهر را هم پر آب نگاه نمی دارند. در تابستان آبش فاسد و غالباًمتعفن می شود و موجب عدم آسایش است».

شاید عظمت طلبی که شاه عباس داشت در دیگر شاهان صفویه که دیگر در سراشیبی سقوط قرار گرفته بودند دیده نمی شد. هر چند که این میدان تا آخر هم به حیات خود ادامه داد. و حتی در دوره های بعدی و سلسله های بعدی. هر چند که از عظمت این شهر به سختی کم شده بود ولی بازدیدکنندگان هنوز محو تماشای آثار این میدان و ابنیه آن می شدند، چنانکه اوژن فلاندن فرانسوی در دورۀ محمدشاه قاجار که به همراه  سفیر فرانسه راهی ایران شده بود، تحت تاثیر این میدان عظیم با همه خرابیهایش قرار گرفت و نوشت:

              قسمت اعظم میدان را اکنون تجار خارجی که تجارت ماکولات یا تجارتهای موسمی می نمایند، اشغال نموده اند. این محل یک نوع بازار دائمی است که بیچارگان و فقرا لباسهای کهنه و کم قیمت خود را جهت فروش بدان محل می آورند. در این بازار، کهنه چینان، دواتگران، میوه فروشان و غیره چادرهای بزرگ برپا کرده اند و به زیر این چادرها تکه های قالی یا حصیر پهن است و بر رویش لباس مردگان، اسلحۀ کهنه زنگ خورده، زینها، خیار، انگور، میوه های خشک و بسیاری چیزهای دیگر است که کپه شده اند. کمی دورتر مالداران یا شتردارانند که سعی دارند اوصاف اسبها و شتران را از حیث قوت و جسوری و غیره پیوسته جهت مشتریان با آب و تاب نقل بنمایند.

در طرفی صدای چکش نعلبندان شنیده می شود که مشغول نعل بندی اسبان یا شتران چاروادارانند که مترصد عزیمتند، اما مانند ممالک ما بوی تعفن از سوختن  استخوان به وقتی که آهن گداخته را می گدازد، استشمام نمی‌شود. درایران و به طور کلی در مشرق نعل بندی سرد می کنند و باید قاعدتاً این طرز بسیار خوب باشد، چه به ندرت دیده شده که اسب یا قاطری امراض پایی داشته باشد.

              در میان این میدان خروشان چندین دکان چادری وجود دارد که محل اطبا و نویسندگان است. اکنون داروفروشان هم در این میدان سکنی گزیده و داروهایی را که مهیا ساخته اند، به فروش می رسانند. بیشتر داروها را به فکر این که امراض را بکشند، به مریض می خورانند. در اولین وهله هیچ بویی از طبابت نبرده اند، اما باید گفت در ایران کم اشخاص پیدا می شوند که من حیث المجموع عامی باشند. نزدیک این محل آشپزان مشغول طبخ و پیوسته سیخهای کباب را بر روی اجاق کوچکی که دائماً طرق طروق می کند، قرار می دهند.

در این مهمانخانه هایی که در هوای آزادند، از هر قبیل خوردنی موجود است، از جمله پلو، گوشت گوسفند کباب شده، خیارها یا سالاد که به ماءالعسل آمیخته شده، خرما، انگور و غیره. خلاصه با مخارج کمی می‌توان غذای لذیذی تهیه کرد. در گوشه ای دراویش به مدح علی و نقالان قصاید و غزلیاتی از دیوان حافظ، گلستان (شاهکار سعدی) و شاهکارهای فردوسی (رستم و سهراب) (هرکول یا رولاند ایرانیها) می خوانند.

              در وسط این میدان که فروشندگان و خریداران پیوسته به این طرف و آن طرف رفت و آمد می‌کنند و همهمه و غوغا برپاست، دکه ای که میز تحریر ممیز یا پاسبان این میدان است، قرار دارد. به دورش فراشان است که اشخاص دون همت و کسانی که مزاحم مردم می شوند، مجازات می کنند.

با خواندن دستنوشته فلاندن از حال و روز این میدان با عظمت در دورۀ قاجاری، آدمی به یاد میدان کهنه فروشان سیداسماعیل تهران می افتد که دست فروشان در آن غوغا می کردند و هر خرده ریز بی خاصیتی را در آن به فروش می رسانند. واقعاً میدانی که روزی گل سرسبد ایران و نماد عظمت بود و شاهان صفویه با ابهت در عالی قاپو به تماشای مسابقات چوگان و مانور نظامیان می نشستند به حال و روز رقت باری افتاده بود. سالها بعد هم این ماجرا ادامه داشت تا به دورۀ ظل السلطان، اندکی شانس به این میدان روی نمود.

ظل السلطان با اینکه نسبت به دیگر آثار صفوی بسیار ناشایست برخورد کرد ولی این میدان را با توجه به اینکه به نیروی نظامی علاقه خاصی داشت به مکانی برای نمایش قوای اطریش نمای خود تبدیل کرد و ساختمانی هم در پشت غرفه های این میدان بنا نمود و آن را تبدیل به پادگانی برای نیروهایش کرد. و این شاید یکی از دلایل ماندگاری این میدان تاکنون است.

عین السلطنه ــ پسرعموی ناصرالدین شاه ــ که در سال 1316ق و دوره حکومت مظفرالدین شاه از این میدان دیدن کرده است در  خاطراتش می نویسد:

              نیم ساعت به غروب مانده کدخدا را برداشته با فتح الممالک، سلیمان میرزا، حاجی خان پیاده به میدان نقش جهان رفتیم. این میدان حقیقت اسباب زینت شهر شده. طولش جنوب به شمال، عرضش به مغرب هزار جریب زمین که هر جریب هزار ذرع مربع است محوطۀ آن می‌شود. دور تا دور آن پائین و بالا اطاق برای سرباز و توپچی است که در ایام استقلال ظل‌السلطان بیشتر قشونش در اینجا مسکن داشتند. حالا اطاقها مخروبه شده، چندی بگذرد به کلی خراب خواهد شد. جلوی اطاقها به عرض سه ذرع راهرو پیاده است. از آن گذشته نهری دارد که دو ذرع عرض آن است و سنگهای یه تخته[که] اطراف جوی است تمام ریخته و جوی آب ندارد.

از آن گذشته نهر جدیدی  است که شاهزاده احداث کرده و درخت کاشته اند. بر رونق میدان این درختها افزوده. رو به مشرق طول میدان متعلق به عمارات حکومتی است. رو به مغرب پشت اطاقها بازار مسقف خوبی است که از وسط میدان جلوی مسجد شیخ لطف الله دو در بزرگ دارد که وارد این بازار می شود. در ایام محاصره درهای میدان را اگر مسدود کنند تمام لوازم موجود[می]باشد.

این میدان تا مدتها بر همین منوال بود تا وقتی که سردمداران ایران پی به اهمیت رسیدگی به آثار باستانی بردند و تا امروز این میدان و ابنیه آن بارها مورد ترمیم و بازسازی قرار گرفته و این شهر و میدان جهانیش به مکانی برای جلوه گیری هنر ایرانی تبدیل شده است. شاید اگر این میدان وجلوه گریش نبود نمی دانستیم میهمانان خارجی خود را برای دید و بازدید به کجا بریم به طوری که تا امروز هم هر هیئت عالی رتبه ای که به ایران می آید چه خود بخواهد و چه ما بخواهیم پس از تهران از اصفهان و این میدان بازدید می کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع:

1. عین‌السلطنه. روزنامۀ خاطرات عین السلطنه. تهران، اساطیر، 1376.ج2.

2. مختاری اصفهانی، رضا؛ اسماعیلی، علیرضا. هنر اصفهان از نگاه سیاحان از صفویه تا پایان قاجاریه. تهران، فرهنگستان هنر، 1385.

3. هنرفر، لطف‌الله. راهنمای ابنیه تاریخی اصفهان. بی جا، مولف، 1335.

برگرفته از ماهنامه الکترونیکی بهارستان شماره143

دانـــــلود

  • 740 views

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.